أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
53
تجارب الأمم ( فارسى )
ناميدهام . كسانى كه از جهان بهرهاى بيشتر بردهاند ، از آن ، سودى بيشتر و بهرهاى بزرگتر برند ، مانند وزيران ، سرداران سپاه ، شهرداران ، كارگزاران ويژگان و توده ، سپس ردههاى ديگر ، و آنان را كه بهرهاى اندك باشد ، نه كمتر ، در تدبير كارهاى خانه ، و آميزش با دوستان ، و برخورد با بيگانگان از آن سود برند . با اين همه ، اين كتاب از دلنشينى افسانهها كه در آن گونه از گزارشهاست و ما آن را رها كردهايم ، تهى نباشد . بارى ، اگر چنان باشد كه كارگزار جز بدان چه در نزد فرمانروا كمياب باشد به دو نزديكى نجويد ، يا جز بدان چه [ 3 ] فرمانروا مانندش را نيابد ، كار نيكى به نزد او نبرد ، آيين پيشكش كردن و ارمغان بردن برافتد ، و مهر ورزيدن به ادب و چيزهاى نو از ميان برود ، به ويژه نزد كسى كه در بلندنگرى و فروزش هوش ، و پاسدارى از آيين ، و نگاهدارى شايستهء كشور و مردم ، همپايهء شهريار بزرگ ، كه روزگارش بپاياد ، باشد . من با ياد خدا و سپاس او ، به گزارشهايى مىآغازم كه از روزگار پس از طوفان به ما رسيده است . چه به گزارشهاى پيش از آن دل اندك توانيم بست . از روزگار پيش از طوفان ، آن چه آوردهاند نيز ، تهى از آن چيزهايى است كه ياد كردن آن را آهنگ كردهايم ، و در آغاز اين نامه به گردن گرفتهايم . از همين روى ، از معجزههاى پيمبران ، كه درودهاى خداوند بر ايشان باد ، و كارهايى كه به اعجاز كردهاند ياد نكردهايم . چه ، مردم روزگار ما ، در پيشآمدها پندى از آن نتوانند گرفت ، بار خدايا ، مگر آنچه را كه كارسازى مردمانه و دور از اعجاز بوده است . نيز رويدادهايى را كه از بخت [ 1 ] كسان ، يا خود به خود ، نه به خواست كسى ، روى دادهاند ، هر چند پندى در آنها نباشد ، ياد كردهايم . از آن روى كه انسان اين گونه رويدادها ، و همانند آن را در شمار آرد ، و در دل و گمان خويش نگاه دارد ، تا در نزد او از دفتر پيشآمدها و آن چه روى دادن مانندش را چشم مىدارد ، نيفتد . هر چند از پيش آمد بد جز به يارى خدا ، بر كنار نتوان بود ، و به پيش آمد نيك ، جز به كارسازى او اميد نتوان داشت . چه ، او كه نامش گرامى است ، بهترين كارساز و ياور است . [ 4 - 5 ]
--> [ ( 1 ) ] در متن نيز « بخت » به كار رفته است كه پارسى است .